سلام
اومدم در جواب حرفات دفاعیه بدم
چی شده . شهر رو بهم ریختی
اصلا مگه تو برای من وقتی میزاری که بیام وبلاگت و آپ کنم که شاکی شدی
از صبح تا شب چسبیدی بهم کافی فاصله م ازت از ۱ متر بیشتر بشه 
آنچنان زار میزنی که هر کی ندونه فکر میکنه دارم شکنجت میدم 
اونوقته که همسایه ها میان جلوی در و زنگ میزنن به سازمان حقوق بشر "یونیسف"....
من از دست تو نمی تونم به خودم و زندگی بمب زده ام برسم چه برسه....
از صبح تا شب با هم..... از شب تاصبح با هم ....
لابد میگی شبا که خوابم بیا وبلاگمو آپ کن
شرمنده شبا اینقدر خسته ام که مثل جنازه میوفتم
تو بگو وقتی برای من میمونه 
گاهی وقتا همش دلت میخواد بغل باشی اونوقته که من مجبورم یه دستی ظرف بشورم یه دستی غذا بپزم و......
از ناحیه دست چپ جانباز شدم از دست تو ...
حالا طلب کار هم هستی ؟؟؟!!! 
تو فکر کردی ما حسودیم شد که تو چار دست پا راه رفتی( نه) مامانی ما کلی ذوق کردیم
ذوق کردیم تو اینهمه کارای جدید یاد گرفتی و یکم تعجب برای اینکه به قول خودت یباره نبوغت رو شکوفا کردی
ذوق کردیم وقتی بهت گفتیم توپت کو . توپتو آوردی و باهم بازی کردیم
کلی ذوق کردیم وقتی دیدیم داری تلاشت رو میکنی که پاشی وایسی 
کلی با ذوق کردنت که وایساده بودی و بازی میکردی با اسباب بازییایی که رو میز برات چیده بودم ذوق کردم 
قربون ذوق کردنت برم که وقتی وایمستی برای خودت دست میزنی
اگه لیوان دوغ رو ازت میگرفتم برای این بود که سردیت نکنه
اگه لیوان نوشابه رو ازت میگرفتم برای این بود که واست ضرر داشته 
اگه میگم دست به سیم و فیش ودستمال کاغذی و موبایل نزن برای اینکه خطرناکن میترسم بکنی تو دهنت و مریض بشی
اگه شبا که با یه رکابی و شلوارک روبروی باد مستقیم کولر میخوابی و همش روت رو پس میکنی و منم هی روت رو میکشم برای اینکه خدای نکرده سرما نخوری
حالا به ما میگی حسود !؟
حالا آقا پسر منم از شما شاکیم اصلا روز مادر اومد و رفت روز پدر اومد و رفت ...اومدی بگی روزتون مبارک مرسی که اینقدر برام زحمت کشیدید آخه مثلا این اولین سالی بود که تو صاحب پدر و مادر شده بودی و ما صاحب یه گل پسر . ازت توقع داشتیم ولی افسوس ...فقط به یه کادوی کوچولو به بابات بسنده کردی
حالا کی باید طلبکار باشه ؟ هان؟!
|